سخنرانان پنل نخست کنفرانس بروکسل: باید به صراحت به دنبال جایگزین بود

نخستین پنل کنفرانس بروکسل با عنوان «بررسی روندهای سیاسی و گزینه‌های پیش روی کشور ایران در سال جاری»، چهار سخنران داشت. در این پنل که یک ساعت به طول انجامید؛ حسین باقرزاده، ماشالله سلیمی، عبدالله مهتدی و امین ریاحی سخنرانی کردند.

حسین باقرزاده در سخنان خود گفت: «ما در ایران در شرایطی کم سابقه قرار داریم. عادت کرده‌ایم از بحران و شرایط حساس زیاد یاد کنیم اما تکرار زیاد این واژه‌ها باعث شده تا معنای اصلی آنها از بین برود. ایران در یک پیچ تاریخی قرار گرفته و نقطه عطفی در برابر آن قرار دارد. با این حال از این قبیل نقاط عطف در دوران جمهوری اسلامی کم نبوده است. دوران جنگ، اتمام جنگ، دوم خرداد 76، انتخاب محمود احمدی‌نژاد و انتخابات ریاست جمهوری سال 88. عامل اصلی تمام این امور، سیاست داخلی و خارجی جمهوری اسلامی بوده که باعث محدودیت آن نیز شده است».

باقرزاده افزود: « در سیاست خارجی، جامعه جهانی و غرب در یک تقابل شدید با جمهوری اسلامی قرار گرفته‌اند که با تحریم گسترده نفتی از هفته گذشته و تحریم‌های بانکی عملا جمهوری اسلامی را در شرایطی قرار داده که مجبور است از این وضعیت عبور کند. می‌توان احتمالاتی برای آینده در نظر گرفت. ممکن است حکومت در مقابل فشار خارجی کوتاه بیاید. ممکن است موضوع به جاهای باریک‌تری برسد و شرایط سخت‌تر شود به خصوص اینکه احتمال دارد فشار اقتصادی بیشتر شود. همچنین احتمال برخورد نظامی با ایران نیز وجود دارد».

به گفته باقرزاده، حکومت جمهوری اسلامی، پایگاه‌های اجتماعی خود را از دست داده و نیروهایش پراکنده شده‌اند. فشار اقتصادی ناشی از تحریم‌ها عملا مردم را در نابسامانی اقتصادی گذاشته است.

باقرزاده در مورد شرایط خارج از کشور گفت: «ما همیشه از دور شاهد شرایط ایران بوده و مسائل را رصد می‌کردیم. کنش‌ها و واکنش‌ها را پیگیری می‌کردیم. امروز اگر بخواهیم جو حاکم و اپوزیسیون را توصیف کنیم می‌توانیم بگوییم در شرایط یأس و انتظار است. یأس به این مفهوم که امید زیادی برای ایجاد تحول در ایران مانند جهان عرب وجود ندارد و احتمال بسیار کمی هست که مردم به خیابان‌ها آمده و حکومت کوتاه بیاید. در واقع احتمال تجربه شرایط مصر و تونس در ایران و عقب‌نشینی حکومت و پایان خوش، خیلی کم است».

وی افزود: «در ابتدا گمان می‌رفت تحولات جهان عرب که به بهار عرب معروف شده به ایران نیز سرایت کند که نشد. شرایط جدید سوریه نیز انتظار را از بین برد. همه منتظر هستند که اتفاقی بیافتد، اما مشخص نیست که این اتفاق دقیقا چگونه خواهد بود. مردم دیگر با توجه به شرایط سوریه حاضر نیستند به خیابان‌ها بیایند. خیلی‌ها بر این باور هستند که ممکن است تجربه فروپاشی بلوک شرق، در ایران نیز تکرار شود. این فروپاشی ممکن است رخ دهد ولی سوال اینجاست که ما چه آمادگی برای آن داشته و اگر چنین اتفاقی رخ داد، چه باید کرد؟».

باقرزاده در پایان سخنان خود گفت: «من این سوال‌ها را مطرح می‌کنم و پاسخی نیز برای آن ندارم و امیدوارم دوستان بتوانند پاسخ‌هایی کارساز برای آن داشته باشند».

ماشالله سلیمی به عنوان دومین سخنران گفت: «جمهوری اسلامی از بدو تاسیس با بحران روبرو بود و در چند سال اخیر این بحران شدیدتر نیز شده است. حکومت از همان ابتدا تنش را بنیاد نهاد و با اصل ولایت فقیه که طی یک پروسه به ولایت مطلقه تبدیل شد، با دموکراسی مخالفت کرد. در عرصه فرهنگی با ایجاد نابرابری میان زن و مرد و دانشجوها و دیگر اقشار، عملا معضل فرهنگی را پایه‌ریزی کرد. در عرصه قومیت‌ها، بحران‌ساز شده و به جنگ شهروندانی رفت که به زبان محلی صحبت می‌کنند. در واقع اپوزیسیون دموکرات هنوز هم به عمق فاجعه پی نبرده و از میزان آن اطلاع زیادی ندارد».

به گفته سلیمی، جامعه ایران با یک گسست ملی روبرو شده و حس بی‌اعتمای با ملیت‌های گوناگون افزایش یافته است. حکومت، تخیم کین و نفرت میان ملل می‌کارد.

وی افزود: «در شرایط کنونی جمهوری اسلامی با بحران دیگری نیز مواجه است که در بحران مقبولیت و مشروعیت خلاصه می‌شود. اگر شخصیت کاریزماتیک روح‌الله خمینی مانع از ریزش می‌شد، امروز این مساله نیز دیگر وجود ندارد و با تمرکز بیشتر همه امور در دست رهبری، بحران مشروعیت نظام به موضوع روز تبدیل شده است. به همین دلیل دستگاه سرکوب، ابزار اصلی بقای حکومت است و افزایش وزن سپاه و بسیج از نظر اقتصادی باید بررسی شود».

سلیمی گفت: «سرکوب باعث شده تا شکاف میان مردم و دولت عمیق‌تر شود، بلکه در سطح بالای نظام هم این تنش و شکاف روز به روز بیشتر می‌شود. جنبش سبز نیز در واقع نشان‌دهنده عدم مقبولیت و مشروعیت نظام حتی از دید جامعه بین‌الملل بود. پس از مدتی کوتاه از جنبش سبز، بحران به درون متحدان و موافقان سرکوب نیز سرایت کرد و در شرایط کنونی ترس و بی‌اعتمادی در جامعه گسترش یافته و در درون خود حکومت نیز این بی‌اعتمادی به چشم می‌خورد».

وی در ادامه گفت: «نکات مهمی را باید در نظر گرفت. نخست اینکه نظام با وجود تمام ریزش‌ها هنوز از خاصیت انقباض و انبساط برخوردار است و هنوز می‌تواند بخشی از اصلاح طلبان را در قدرت جذب کند، مثل هاشمی و خاتمی و امکان بازسازی بخشی از پایگاه قدرت را دارد. دوم اینکه هنوز مردم از سرکوب‌های پیاپی خصوصا سرکوب 88 خسته هستند و اختلاف میان رهبران جمهوری اسلامی ممکن است به سود خامنه‌ای و برادران لاریجانی تمام شود و ناگهان جنبش‌های اجتماعی چنان اوج بگیرد که رهبران را نیز با یکدیگر دچار اختلاف کرده و سرکوب نیز شدت گیرد».

به گفته سلیمی، بحران اقتصادی ممکن است افزایش یافته و فشار بر طبقه متوسط و زحمتکش ایرانی زیادتر شود. نکته اینجاست که اگر چنین شرایطی ایجاد شود، دولت تبدیل به سربار جامعه شده و این خود باعث ریزش بیشتر حامیانش خواهد بود.

وی این سوال را مطرح کرد که آیا اپوزیسیون دموکرات ایران آمادگی مواجهه با چنین شرایطی را دارد و آیا جایگزینی برای ارائه خواهد داشت یا باز هم کسانی پیدا خواهند شد و از شرایط حاکم سوء استفاده کنند.

سلیمی در پایان سخنان خود گفت که سیاست غرب در برابر ایران نه بر تغییر رژیم بلکه بر انزوای آن استوار است و در چنین شرایطی حمله نظامی به ایران بسیار بعید است. در واقع مدل عراق در ایران صورت نخواهد گرفت و با توجه به نکاتی که ذکر کردم، احتمال فروپاشی زیاد است و اپوزیسیون باید برای این شرایط آماده باشد.

امین ریاحی به عنوان سومین سخنران پنل نخست، گفت که عدم نرمش نیروهای دموکراسی‌خواه و نظام جمهوری اسلامی این امر را می‌رساند که فضا با انتخابات مجلس فرقی نخواهد کرد. در این شرایط که یک طرف اجازه شرکت ندارد، باید از شرایطی که عملا قبل از انتخابات ایجاد می‌شود، بهره ببرد؛ اما فضا آنقدر هم باز نیست که بتوان چنین کاری کرد.

به گفته ریاحی، در شرایط ادامه چنین وضعیتی که نارضایتی اقتصادی وجود دارد، تنها چیزی که شرایط را تغییر میدهد نتیجه مذاکرات 5+1 با ایران است و نقش اپوزیسیون اینجا پررنگ می‌شود. این شرایط همانقدر که تحمیلی است، می‌تواند فرصتی باشد، چرا که در 33 سال اخیر هیچ گاه منافع کشورهای غربی با منافع ملی مردم ایران مانند امروز در یک راستا قرار نگرفته است و نیروهای دموکراسی‌خواه باید از این فرصت حداکثر فایده را ببرند و باید نقاط مشترک خود را تقویت کنیم.

وی افزود: «در شرایطی که بحران کارآمدی رژیم و مشروعیت آن در اوج خود قرار گرفته است، بحران همبستگی نخبگان حاکم نیز تحت تهدید قرار گرفته است. دستگاه سرکوب هم در کنار این بحران و به مدد تحریم‌ها تا حد قابل ملاحظه‌ای می‌تواند تضعیف شود و این چهار بحران هر حکومتی را می‌تواند به زانو در آورد. انتخابات پیش رو، بازی نیروهای دموکراسی خواه نیست؛ اما موضوع هسته‌ای می‌تواند بازی ما باشد».

ریاحی گفت: «تعامل با غرب هنوز به شکل تابو وجود دارد و اپوزیسیون هنوز گیج عمل می‌کند. مردم در شعارهای خود عملا از غرب کمک می‌خواهند، اما اپوزیسیون هنوز مخفیانه رابطه برقرار می‌کند و این هراس از تماس و ارتباط با غرب وجود دارد در حالیکه نگاه به تجربه‌ها نشان می‌دهد که کشورها بعد از جنگ سرد به دموکراسی نرسیدند مگر این که از غرب کمک گرفتند. ما اگر خواهان استقرار دموکراسی با کمترین هزینه و سریعترین زمان هستیم، باید عامل اساسی هر اتحادی را در کنار دو تضاد دموکراسی دیکتاتوری و سنت و مدرنیسم را کنار تضاد غرب‌گرایی قرار دهیم. غرب‌گرا یعنی نیروهایی که از دوستی و یاری گرفتن از غرب ابایی ندارند و می‌خواهند از این رهگذر به خواسته‌های خود برسند».

وی در خاتمه سخنان خود گفت:‌ »این واقعیت بحران‌سازی حکومت ایران باعث واکنش غرب شده و آنها که گمان می‌کنند برخورد غرب، خارج از نفوذ اپوزیسیون است اشتباه می‌کنند. وجود یک نیروی قدرتمند متحد اپوزیسیون می‌تواند بسیار موثر باشد. در حقیقت نمی‌توان از تجربه سوریه گذشت. 16 ماه مقاومت مردم سوریه به جایی نرسید و بی‌تفاوتی جامعه جهانی به دلیل عدم وجود جایگزین برای حکومت سوریه است و باید از این تجربه استفاده کرد، چرا که برخلاف تبلیغات، واقعیت سیاسی ایران این فرصت را ایجاد کرده که حقوق بشر، دموکراسی و حقوق شهروندی در سطح جامعه جهانی پیگیری شود».

عبدالله مهتدی چهارمین و آخرین سخنران پنل نخست کنفرانس بروکسل بود. وی در سخنان خود تاکید کرد که تحریم‌ها و وخامت وضعیت اقتصادی،‌ زندگی مردم را به شدت تحت تاثیر قرار داده و ما شاهد اختلافات در درون حاکمیت و ریزش نیروها هستیم.

مهتدی گفت: «جنبش سبز یا بهتر بگوییم جنبش دموکراسی‌خواهی ایران اکنون تبدیل به آتشی زیر خاکستر شده و از بین رفتن مشروعیت جمهوری اسلامی یکی از مهم‌ترین نتیجه‌های این جنبش بود. مخالفان با بخش‌های وسیعی از جامعه ایران اعم از جوانان، زنان و دانشجویان پیوند خوردند. انزوای جمهوری اسالمی بسیار بیشتر شده و چشم‌انداز یک سازش بسیار کمرنگ است».

به گفته مهتدی، اقدامات جمهوری اسلامی در خارج از مرزها و فعالیت‌های تروریستی آن نشان می‌دهد که معیارهایی که قبلا در مورد غرب به کار می‌برد تفاوت کرده است. دشمنان منطقه‌ای ایران بیشتر شده و دنیای عرب را نیز به دشمنی با جمهوری اسلامی رسیده‌اند و در واقع تنها چیزی که اعراب و اسراییل بر سر آن متفق‌القول هستند، مخالفت با جمهوری اسلامی است. ترکیه که مدتی نوعی رابطه نزدیک با ایران داشت الان به نوعی خصومت تبدیل شده است و آخرین سنگرهای جمهوری اسلامی در خاورمیانه که یکی از آنها سوریه است، در حال فروپاشی‌ست که این امر به سود جمهوری اسلامی نیست.

وی گفت: «باید اشاره کرد که مسائل یاد شده وضعیت خاصی را در فضای سیاسی ایران و نخبگان سیاسی آن ایجاد کرده است. یکی از این احساس‌ها، حس انتظار و ناتوانی در مردم ایران در کنار نارضایتی بسیار عمیقی است که از وضعیت اجتماعی و اقتصادی وجود دارد و ظاهرا هیچ اهرمی برای کاهش نارضایتی در اختیار حکومت نیست. نوعی نا امیدی و انتظار در این شرایط به چشم می‌خورد و نتیجه این است که با توجه به همه زمینه‌های داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی باید چشم‌انداز امیدبخشی به مردم ایران داد و این همان جرقه‌ای است برای ایجاد حریق در جامعه ایران لازم است. منظور من از حریق، خشونت نیست و اصلاح‌طلبی نیز در جامعه ایران جواب خود را داده است».

مهتدی در پایان سخنان خود گفت: «امروزه مشروعیت جمهوری اسلامی در لایه‌های عظیمی از جامعه ایران زیر سوال رفته است و حاکمان پاسخگوی واقعی به هیچ مساله‌ای نیستند. چه چیز برای ایجاد تغییر مهم است و چه مساله‌ای می‌تواند ما را متحد کند که تصویر امیدبخش و تاثیرگذار را ارائه دهیم؟ به نظر من، دموکراسی می‌تواند پاسخ این سوال باشد. دموکراسی بهشت برین ایجاد نمی‌کند اما شرایطی را ایجاد می‌کند که طبقات و قومیت‌های مختلف جامعه بتواند در شرایط مناسبی برای کسب حقوق خود با امیدواری و به روش‌های مدنی، قانونی و سالم فعالیت کنند و این دموکراسی با موجودیت جمهوری اسلامی و ولایت فقیه و قانون اساسی آن متفاوت است. ما باید به صراحت از تغییر نظام صحبت کنیم و آن را سرلوحه قرار دهیم و این مساله نه به معنی تشویق جهان به حمله نظامی است و نه ترغیب به رفتار خشونت‌آمیز در جامعه. ما باید به دشمنی با منطقه و جهان خاتمه داده و آینده ایران را بر اساس توسعه اقتصادی پایدار، دموکراسی و رفع تبعیض بنا نهیم».

About these ads